صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
323
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
تنگنا قرار داد . وقتى بر ابو سفيان چيره گشت ، شداد پسر اسود او را ديد ، مهلتش نداد و وى را به شهادت رساند . ( 1 ) گروه تيراندازان در ميدان نبرد اين گروه كه پيامبر - ص - روى كوه مأمورشان كرده بود در اداره كردن زمام نبرد به نفع لشكر مسلمانان ، دست توانايى داشتند ، اسب سواران مكى به سرپرستى خالد پسر وليد و پشتيبانى ابو عامر فاسق سه بار هجوم آوردند تا جناح چپ لشكر مسلمانان را در هم شكنند و به پشت نيروگاه نفوذ كنند و آشفتگى و ناآرامى در صفهايشان بيافرينند و آنان را در هم كوبند ؛ اما اين تيراندازان ، دفاع نمودند و هر سه يورش اسب سواران را دفع كردند و راه حمله را بستند . « 1 » ( 2 ) شكست مشركان نبرد سختى دور مىزد و لشكر كوچك مسلمانان بر جايگاه دشمن مسلط شد ، پهلوانان قريش سست و بىاراده و صفوفشان از راست و چپ ، جلو و پشت سر پراكنده گشته بودند ، گويا سه هزار نيروى دشمن با سى هزار مسلمان رو به روست نه حدود هفتصد نفر ؛ و مسلمانان در بهترين صورت دلاورى و اعتماد به نفس ، ظاهر مىگشتند . پس از تلاش فراوان قريش براى جلوگيرى يورش مسلمانان ، احساس درماندگى و زبونى مىكردند و كسى از آنان جرأت نداشت به پرچمى كه پس از كشته شدن « صواب » بر زمين افتاده بود ، نزديك شود و آن را بردارد تا در اطرافش گرد آيند و به جنگ بپردازند ؛ بلكه پا به گريز نهادند و فراموش كردند كه به خود قول داده بودند : انتقام خون كشتههاى بدر را بگيرند و عزّت و مجد خود را دوباره به دست آورند . ( 3 ) ابن اسحاق گويد : خداوند يارى خود را بر سر مسلمانان فرو فرستاد و وعدهء خود را تحقق بخشيد و مشركان از اردوگاه رانده شدند و شكست قطعى گشت . عبد اللّه پسر زبير از پدرش
--> ( 1 ) - فتح البارى